∞ƈհεгէ∞ օ ∞ ʇଧəԀ ∞

♪My BloOD, sWeAT & TEaRs♪


HOME MAIL TELL ROZA
 اومدم اعلام وجود کنم-.-
سه شنبه 17 بهمن 1396 × 06:35 ب.ظ    
یو^^

خب..زیاد اتفاق خاصی نیوفتاد..اتفاق خاص رو بهتون میگم

من تقریبا 10 دیقه بدون مکث درباره ی اکسو حرف زدم@~@یعنی من تقریبا دیروز ساعت7:35 دیقه رسیدم تا 7:45 دیقه یکسره در مورد اکسو نکست در و اکسو زر زدممم...حالا بماند وسطش جواب بچه هامونو میدادم ک هی میگفتن خفه شووووو من:نمیشممم...یکی هم میگف:سرم رف نفست نرفت؟_نععع..چانیوللللل..دی اووووو...چراااا؟نههههههههههههههه...از دست رفتنننن
فقط یکیشون چیزی نگف احتمالا خواب بود...کاپشنش رو گذاشته بود رو خودش احتمالا خواب بودXD ...
یعنی زنگ خورد داشتم اب میخوردم...وقتی داشتم زر میزدم هم هی طول کلاسو میرفتم می اومدم-.-یعنی اگه زنگ نمیخورد معلوم نبود چقد حرف میزدم~.~خسته هم نشده بودم یکم دهنم کف کرده بود×.×XDDDDD
خیلی خوب بودXD من خیلی تند حرف میزنم...خیلی...فقط کافیه بهم یچی بگی..

اینم قیافه بچه هامون وقتی درمورد اکسو حرف میزنم(مخصوصا شقایقXDDD)




   
•♂•κπω ∞ cƦzψ†øʍβøψ•♂• ×کـامـنـت()