∞ƈհεгէ∞ օ ∞ ʇଧəԀ ∞

♪My BloOD, sWeAT & TEaRs♪
یووT^T

دلم تنگ شد برا تایپ کردن:(((((

*فین*

این قضیه مارکو خورشت اینه ک دوستای بابام ب بابام مبگن مارکوپولو منم ب خودم میگم مارکو خورشت:"|

خب خب...دلتون برام تنگ نشد؟خو معلومه ک ن-.-حالا شوخی میکنم میدونم دوسم دارین

خب انقده حرف دارم ک بزنم-.-ولی ن شما حال خوندن دعرین و ن من حال تایپ:)

ی مختصری براتون میگم

اولش قرار بود 28 ام بریم ک افتاد 29 ام

ما کلا هدف مون برا رفتن ب جنوب این بود ک بریم یخچال بخریم(خب هدف من ک نبود:"||)

روز اول رفتیم بوشهر:))ما بعد سال تحویل رسیدیم ولی خو./.ما تا صب بیدار بودیم فک میزدیم:))

فرداییش کاسپلی شدیم..من شدم متاتون رفیقمم شد پاپایرس(شخصیت های بازی اندرتیل)

عاغ ا موهای من فره درست؟

ین اومد گفت بیا ژل بزنم..زدم و بهتر شد..(یکمی-.-)

اومدیم فیلم درست کنیم....یهو گوشیش خاموش شد(عادیه کاملا.-.)

بعد رفتیم ناهلار بخوریم و گوشیشم گذاش شارژ

مسلما من باید شال میزاشتم...

ناهارو خوردیم جاتون خالی..رفتیم فیلم بگیریم و موهای منم رفت تو ی حال عجیبی..

اون خودش کلاه گیس داشت..حالا چی..اومده ی فیلم گرفته ک اهنگ شیر شاه بوده روش منم دعرم  با قیافه ی داغون تر از قبلم چپ چپ نیگاش میکانم چون دقیقا نمیدونم این حرکتش ینی چی::"""|||||||||=|||+اعتراف میکنم من شیر شاه ندیدم

همونو داده ب یکی از دوستامون-.-عی چی بگم..اب شدم من

دوباره صب تا شب ور زدیم و اینا(بخدا گ یادم باشه چی گف-.-)

بعدش رفتیم گناوه مامانم اینا یحچال نیگاا کنن..اونجام موندیم..بعد رفتیم عسلویه و دارااااممم

ماشینمون خراب شد+.+

کلا هرسال خراب میشه پ طبیعیه.-.

اونجا یروز گیر کردیم..

بعد دوباره برگشتیم بوشهر و اینا...

بعد ک یروز اونجا موندیم رفتیم شهر کرد..اونجا گیردادن بمونین وگرنه دیروز خونه میبودم>:

خب مختصری بود از کارای این روزام*^*دلم تنگ شده بود..برم نظرارو تایید کنم..فعلا*^*

نتیجه تصویری برای ‪suga gif‬‏


  
جمعه 10 فروردین 1397 | 05:06 ب.ظ | کامـنـت()